سوالات برنامه ریزی دانشگاه آزاد اسلامی همدان
عرض پوزش جهت تاخیر، برای مشاهده سوالات درس برنامه ریزی ادامه مطلب را کلیک کنید. ضمنا سوالات درس طراحی آموزشی از جزوه کلاسی طراحی شده است. موفق و موید باشید
نمونه کار درس طراحی آموزشی
نمونه کار درس روش تحقیق(طرح تحقیق)
جزوه درس طراحی و مطالعه مسائل یادگیری
نمرات درس اصول طراحی نظام های آموزشی دانشگاه ملایر سال 90
نمرات درس تولید فیلم های آموزشی دانشگاه ملایر سال 90
پنجمین همایش تخصصی تکنولوژی آموزشی
دانشگاه تربیت معلم تهران واحد کرج
به مناسبت هفته پژوهش
با محوریت های :
ü یادگیری الکترونیکی
ü طراحی های آموزشی در محیط های مجازی
ü چند رسانه ای ها و کاربردشان در آموزش
ü جهانی شدن و آموزش
ü طراحی - اجرا و ارزشیابی مواد و نرم افزارهای آموزشی
ü تهیه سناریو های یادگیری
ü سیر تحول تکنولوژی آموزشی در ایران
ü تکنولوژی آموزشی وآموزش عالی در جهان اسلام
ü راهبردهای پرورش خلاقیت در محیط یادگیری
ü شیوه های آموزش و یادگیری در عصر دیجیتال
ارسال چکیده و اصل مقالات تا تاریخ : ۵ آذر ماه
ارسال مقالات به : tmu90@etgmail.com
زمان : روز شنبه ۱۹ آذر ماه ۱۳۹۰
اختتامیه : روز شنبه ساعت 30/16
مکان : سالن آمفی تئاتر دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی
روابط عمومی انجمن تکنولوژی آموزشی
منبع :http://education-tmu.blogfa.com/
عناصر طرح (پیرنگ) فیلمنامه :
كارگرداني و اصول آن
در سال هاي آغازين تاريخ فيلم سازي ، نقش کارگردان به اندازه اي که بعدها مهم و تاثيرگزار شد ، نبود ، زيرا ساختار فيلم ها بسيار ساده و به دور از هر گونه پيچيدگي بود. با گسترش سينما و توسعه فيلم سازي ، حضور شخصي که بر کل فيلم نظارت داشته باشد و آن را از جهت فني و هنري رهبري کند ، بيشتر احساس شد و به اين ترتيب کارگردان به چهره اي شاخص و فردي مهم در عرصه فيلم سازي بدل شد ، کسي که فکر ، ديدگاه و خلاقيت خود را در فيلم ها اعمال مي کرد. چنين آزادي عملي مي توانست به دستاوردهاي ارزشمندي در فيلم سازي و پيشرفت هنر سينما منتهي شود ، کما اينکه پيش از اوج قدرت گيري استوديوها اين گونه بود و بسياري از تمهيداتي که امروزه به طور گسترده در فيلم ها مي بينيم در همان سال هاي نخستين به کار گرفته شده اند ، و در آثار فيلم سازان بزرگي چون ديويد وارک گريفيث ( David Wark Grifith ).در دوران اوج نظام استوديويي ، ميان سردمداران استوديوها و فيلم سازان منازعه اي دامنه دار بين پول و هنر به وجود آمد. از طرفي استوديوها تنها خواهان توليد انبوه فيلم هاي پر فروش بودند و براي تکنيک ها و تجربه شيوه هاي جديد ارزشي قائل نبودند و از طرف ديگر کارگردانان خوش ذوق و با استعداد مي خواستند تا حد ممکن استقلال و آزادي عمل داشته باشند تا اثرشان را غناي بيشتري ببخشند. در اين ميان برخي از فيلم سازان با هوشمندي اين محدوديت ها را کنار مي زدند و فيلم هاي خود را مي ساختند مانند آلفرد هيچکاک ( Alfred Hichcock ) ، برخي سرانجام تسليم اين محدوديت ها شدند و برخي حاضر نشدند به اين محدوديت ها تن دهند ، آنها تا حد ممکن مقاومت کردند ولي در نهايت يا زير بار اين فشارها از پا در آمدند ، در اين ميان به فيلم سازان بزرگي چون ارسن ولز ( Orson Wells ) و اريک فن اشتروهايم ( Erich Von Stroheim ) مي توان اشاره کرد. در اين دوران ، استوديوها کنترل بسياري بر کار فيلم سازها اعمال مي کردند و در واقع کارگردان به يکي از افراد دست اندر کار توليد فيلم بدل شده بود که انتظارات ديگران را بر آورده مي کرد و در تدوين نهاپي فيلم اختياري نداشت. نظام ستاره سازي و قدرت گيري ستاره ها نيز ابعاد تازه اي به اين مسئله بخشيد به گونه اي که انگار وظيفه اول فيلم ساز ، خلق فرصتي براي ابراز وجود ستاره هاست. با مطرح شدن تئوري مولف ( Auteur Theory ) در دهه 1950 از سوي منتقدان و تحليل گران فرانسوي ، تمايل تازه اي براي بازشناسي فيلم ها و فيلم سازان مطرح شد ، و فيلم سازاني به نام مولف معرفي شدند که در کارهاي خود شخصيت و خصوصيات خاصي را ابراز مي کردند و در عين حال که نظام استوديويي را تحمل مي کردند ، ديدگاه شخصي خود را هم بروز مي دادند. به ويژه فيلم سازاني چون ، هاوارد هاکس (Howard Hawks ) ، نيکلاس ري ( Nicholas Ray ) ، الفرد هيچکاک ، ارسن ولز و برخي ديگر اعتبار وسيعي کردند.