راهبرد های یاددهی- یادگیری

چنانچه طراح يا مدرس متغير هاي كليدي را در مورد به كارگيري نظريه هاي آموزشي نداند ، علم او در مورد اصول موثر در فرايند تدريس چندان سودبخش نخواهد بود. سه مجموعه متغير مهم موثر در يادگيري عبارتند از فراگير ، مدرس و فرايند آموزشي . بايد دانست كه اين سه مجموعه متغير مشتركا در فرايند آموزش – يادگيري موثرهستند .(ميلر[1]، ترجمه ميري، 1383)

علاوه برمدرس ويادگيرنده متغيرها وعوامل مهم ديگري در فرايند آموزش ويادگيري دخيل هستند.اين متغيرها در برگيرنده مجموعه اي هستند كه يادگيري و آموزش در آن صورت مي گيرد.

1. هدف های یاددهی – یادگیری و طبقه بندی آنها

2. تحلیل آموزش (تجزیه وتحلیل موضوعهای مورد یادگیری )

3. تجزیه و تحلیل شاگرد و موقعیت یادگیری

4. ترتیب و توالی و سازماندهی مطالب یاد گیری

5. نحوه و روشهای یاددهی و یادگیری مطالب

6. ارزشیابی یادگیری شاگردان

فعالیت های یادگیری :

فعالیت های یادگیری ، روشها و شیوه هائی هستند که شاگردان در حین یادگیری به کار می گیرند تا به هدف های مورد نظر دست یابند . طراح آموزشی موظف است روشهای لازم یادگیری محتوای آموزش را برای شاگردان پیش بینی کند و آن را به عنوان بخشی از آموزش و در جای مخصوص خود در آموزش بگنجاند. فعالیت های یادگیری به این منظور به کارگرفته می شوند که ایجاد یادگیری مورد نظر در فراگیران را سرعت ببخشند و یا اینکه توجه وتمرکز فراگیران را در جریان یادگیری به سمت جهت گیری های لحاظ شده در برنامه معطوف نماید .در يك برنامه آموزشي باید فعالیت های متنوعی برای یادگیرندگان تدارک دیده شود تا به نتایج یادگیری دست یابند و نیازهای فردی یادگیرندگان برآورده شود. خواندن محتوای متنی ، گوش دادن به محتوای شنیداری ومشاهدة محتوای دیداری یا ویدئویی ، انجام تحقیق ، نمونه هائی از فعالیت های یادگیری هستند .(آندرسون،2003) فعالیت های یادگیری متنوعی در یادگیری گنجانده شود تا با سبک های گوناگون یادگیری سازگار ومنطبق باشد و یادگیرندگان بتوانند راهبرد مناسب را برای تحقق نیازهایشان انتخاب کنند . برای تحقق بخشیدن به اهداف یادگیری ، هورتون سه نوع فعاليت يادگيري را پيشنهاد مي كند .    فعالیت های جذب[2]  انجام دادن[3]  و فعالیت های اتصال[4].  با طراحی هوشمند دوره الکترونیکی اجرای هر نوع  از این فعالیت ها امکان پذیر است . فعالیت هائی که بتوان در کلاس های حضوري انجام داد همان را می توان در یک کلاس الکترونیکی انجام داد. ( هورتون ، 2006 ص38 ).

در فعالیت های جذب یادگیرندگان فقط می خوانند ، نگاه می کنند و گوش می دهند . ولی در فعالیت های انجام دادن یادگیرنده با دانش بدست آمده هر چیزی را ، مانند تمرین ، تحقیق و اکتشاف انجام می دهد. اما مهمترین فعالیت که در آموزش الکترونیکی دیده می شود فعالیت های اتصال است که یادگیرنده را به پیوند یادگیری های جدید با زندگی واقعی ، شغل و دانش قبلی هدایت می کند . در شکل زیر طبقه بندی فعالیت های یادگیری را مشاهده می کنید که آنها را در سه طبقه تقسیم نموده اند.

فعاليت هاي جذب

انجام دادني

اتصال

نمايش وارائه

سفر هاي زمينه اي

گوش كردن داستان

خواندن

تمرين

اكتشافات

بازي ها

 

 

 

تحقيق

كار هاي اصلي

تاملي

ساختن داستان

كمك شغلي

آزمايش

راهبردهای یاددهی یادگیری بر اساس نظریه های یادگیری طبقه بندی می شوند

راهبر هاي ياددهي و يادگيري رفتارگرایی:

مفروضات اساسي اين است كه رفتارموجودات زنده پديده اي است قابل مشاهده واندازه گيري كه تحت تاثير محيط تغيير مي كند. بر پايه اين مفروضه ايده كلي بر انگاره " محرك– پاسخ– تقويت "

بنا نهاده شده است و ارتباط معلم و شاگرد در اين رويكرد ارتباطي يكجانبه است ، كه در آن معلم انتقال دهنده دانش و دانش آموز دريافت كننده آن است.  

 با اين مقدمات توالي فعاليت هاي معلم و شاگرد مي تواند به صورت زير ترسيم شود.

تبيين (ارائه محرك) : در اين رويكرد ، موضوع از پيش برنامه ريزي شده را مربي مشخص مي كند اين طرز تلقي وجود دارد كه هر موضوعي قابل كاهش به اجزاي كوچكتري است به نحوي كه فراگيري اجزاي مورد نظر مي تواند دانش آموز را به نتيجه مطلوب (رفتار نهايي) سوق دهد . بدين ترتيب مطالب مورد نظر يا آنچه بايد فراگرفته شود را در يك توالي معين تنظيم و ارائه مي كند.

اكتساب(پاسخ): در اين مرحله موضوع مورد نظر در توالي معين به وسيله دانش آموزان كسب شده ، پاسخ مناسب (با توجه به شيوه هاي تغيير رفتار ) تقويت مي شود.

انتقال : در اين مرحله از دانش آموزان خواسته مي شود آنچه ياد گرفته اند را به موقعيت هاي مشابه تعميم دهند . به عبارت ديگردر اين مرحله دانش آموزان بايد بتوانند از مهارت ها و معلومات جديدي كه كسب كرده اند در موقعيت هاي مشابه استفاده كنند.

نقش معلم:

معلم در رويكرد رفتارگرايي نقش كليدي وتعيين كننده دارد . او موضوع آموزش را مشخص ، و اطلاعات را به دانش آموزان منتقل كرده ، ميزان يادگيري دانش آموزان را در مراحل مختلف كنترل و در نهايت تقويت مي كند.

 نقش دانش آموز:

دانش آموز در رويكرد رفتارگرايي ، دريافت كننده دانشي است كه به صور مختلف به وي ارائه مي شود و در واقع مسئول پاسخ دهي به هر محرك كه از طريق مقابله يك پاسخ يا نوشتن وتوجه به تقويت كننده هاي مثبتي است كه با ارائه پاسخ صحيح فراهم مي آيند. در كل او به منزله كسي نگاشته مي شود كه به طور غير فعال نسبت به تقويت كننده ها واكنش نشان مي دهد.

راهبرد هاي ياددهي و يادگيري رویکرد شناخت گرایی:

رويكرد شناختي اهميت تفاوت هاي فردي را در يادگيري شناسايي مي كند و براي سازگار شدن با اين تفاوت ها مجموعه اي از تجارب يادگيري و راهبر هاي آموزشي را فراهم مي آورد. سبك يادگيري كه ملاك و معيار تفاوت هاي فردي است اشاره دارد به اينكه يادگيرنده چگونه محيط يادگيري را درك مي كند ، با آن تعامل برقرار مي كند و به آن پاسخ مي دهد. بايد آزمون هايي براي تعيين سبك هاي يادگيري فراگيران انجام شود. (آندرسون ، ترجمه زماني ،1385) ادراك و پردازش تجارب يادگيري مهم رويكرد شناختي هستند.ادراك به روشي اشاره دارد كه يادگيرندگان اطلاعات را از محيط اطراف خود احساس و جذب مي كنند، از تجربه ملموس گرفته تا مشاهده فكورانه . تجربه ملموس با ميل و غبت فراگيران براي يادگرفتن چيز هايي كه داراي معناي شخصي در زندگي اند ، مرتبط است و فراگيران درخلال مشاهده فكورانه زماني را براي تفكر و تامل كردن روي محتواي يادگيري صرف كنند. دومين تجربه يادگيري (پردازش) مربوط است به اينكه فراگيران چگونه اطلاعات جذب شده را درك و پردازش مي كنند.پردازش از مفهوم پردازي انتزاعي گرفته تا آزمايشگري فعال در تغيير و نوسان است . يادگيرندگاني كه در مفهوم پردازي انتزاعي برتري دارند، تمايل دارند كه حقايق و شكل ها را ياد بگيرند و به تحقيق و پژوهش براي يافتن اطلاعات جديد درباره موضوعات گوناگون بپردازند . يادگيرندگاني كه در آزمايشگري فعال برتري دارند، ترجيح مي دهند آنچه را يادگرفته اند در موقعيت هاي واقعي زندگي به كار ببرند و از آنچه به آنها ارائه شده فراتر روند. آنان تمايل دارند چيزها را آزمايش كنند و از تجربه هايشان ياد بگيرند.

ترتيب توالي فعاليت معلم و شاگرد را بدين ترتيب  مي توان مشخص كرد .

 كاوشگري : در اين مرحله دانش آموزان دست به تجاربي مي زنند كه براي فهم مفاهيم مورد نظر ضروري است . تدريس در اين مرحله  فراهم كردن موقعيت تسهيل كننده اي است كه در آن دانش آموز با مساله اي متناسب با رشد عقلي خود مواجه مي شود و به واسطه فعاليت جسمي و ذهني خويش براي حل آن به تكاپو مي پردازد . كار مربي اين است كه با حد اقل مداخله ، حد اكثر فرصت را براي كاوشگري فراهم كند . هف اصلي در اين مرحله رو كردن به حالت عدم تعادل در فراگيران است براي اين اين منظور مربي مي تواند از فنون مختلف استفاده كند . نكته مهم آنست كه در فعاليت مورد نظر، معلم نقش تسهيل كننده و دانش آموز نقش محوري داشته باشد.

تبيين : در اين مرحله مربي مفاهيم و اصولي را كه مي تواند به روشن شدن مشكل فراگيران كمك كنند ، ارائه كند . بنابر اين در مرحله تبيين ، مربي جهت دهنده است از اين رو با هدف تعريف واضح و دقيق مفاهيم مناسب ، به محيط آموزشي جهت مي دهد . هدف اصلي در اين مرحله ، نظم بخشيدن به فرايند كار فراگيران است .

انتقال : در اين مرحله پاسخ هاي شاگردان ، همراه با دلايلي كه فراهم كرده اند ، فراخوانده مي شود، سپس تكاليف متنوعي به آنها ارائه مي شود و پاسخ هاي فراگيران و دلايل آنها مورد بررسي قرار مي گيرد

 نقش معلم:

نقش معلم در رويكرد شناختي  اين است كه فضايي تسهيل كننده براي فعاليت دانش آموزان فراهم كند و به عنوان راهنماي هوشمندي عمل مي كند كه در هر مرحله فراگيران را براي تعادل جويي مستمر تحريك كند.

نقش دانش آموز:

نقش دانش آموز در اين رويكرد فراگيري از طريق كاوشگري مطالب متناسب با رشد عقلاني ، تحت هدايت معلم است . بنابراين در تجربه يادگيري نقش فعال دارد.

راهبردهاي یاددهی  یادگیری رو یکرد ساختن گرایی:

به جاي شروع كردن آموزش با اصول كلي وتدريجا كار روي كاربرد هاي آن ، آموزش مي تواند با موارد خاص(تفسير مجموعه اي از مشاهدات يا داده هاي آموزشي ، تحليل يك مطالعه موردي ، يا حل يك مسئله از جهان واقعي ) شروع شود. وقتي شاگردان اقدام به تحليل داده ها يا سناريوها و يا حل مسائل مي كنند ، نياز به دانستن حقايق ، قواعد ، روش كارها و اصول راهنما ايجاد مي شود كه در اين صورت مي توان اين اطلاعات را به آنها ارائه كرد يا به آنها كمك كرد تا خود به اين اطلاعات دست يابند . اين رويكرد به يادگيري وآموزش را استقرائي يا ساختن گرا ناميده اند كه مبتني بر اصل مقبول ساختن معناي واقعيت توسط شاگرد و نه جذب آن از معلم است. كه شامل روش هاي آموزشي يادگيري مبتني بر پرو‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژه و مورد ، يادگيري مساله محور و يادگيري اكتشافي است. (فردانش، 86) لازم است در اینجا تفاوت بين راهبردهاي یادگیری مسئله محور[5] و راهبردهاي یادگیری حل مساله[6] را بيان كنيم. راهبردهای حل مسئله مربوط به رویکرد شناختی است چون در آن اهدف از قبل تعیین شده است ولی در راهبردهای مبتنی بر مسئله اهداف و فعالیت ها از قبل

 تعیین شده نیست.

فعاليت هاي يادگيري

فعاليت هاي آموزشي

كشف

الگوسازي

بيان كردن

مربي گري

تامل

پشتيباني

 

در اغلب محيط هاي يادگيري ساختن گرا ، شاگردان اقدام به انجام كشف ، به تصوير در آوردن آنچه ياد گرفته اند ، انديشيدن (گمانه زني ، فرضيه پردازي ، آزمون) ، دستكاري محيط براي ساختن وآزمون نظريه ها و الگوها ، تفكر در مورد آنچه انجام داده اند و آنچه از فعاليت ها آموخته اند ، هستند .

و با این فعالیت های یادگیری به یادگیری خود غنا می بخشند. شکل روبرو مهمترین فعالیت های یادگیری و راهبردهای آموزشی رویکرد ساختن گرایی را نشان می دهد. محيط هاي يادگيري ساختن گرا همچنين بيان و تامل در باره عملكرد يادگيري را مي طلبد . تامل بر عمل يعني ايستادن بيرون از خود و تحليل عملكرد خود كه در يادگيري مهم است .

كالينز و براون توصيه مي كنند كه شاگردان براي تامل بر عمل بايد از عملكردي كه برايشان الگو سازي شده ، تقليد كنند و معلمان نيز بايد عملكرد شاگردان را دوباره به نمايش گذارند ، تا شاگردان درگير تامل بر عمل شوند .(فردانش، 83)

 توالی فعالیت ها

موقعیت[7]: طراحی بر اساس رویکرد ساختن گرایی با ارائه موقعیت یا یک دید کلی[8]از موضوع درس شروع می شود . مربی باید بیان روشنی از آنچه انتظار دارد فراگیران یاد بگیرند را ارائه دهد.عنصر مو قعیت در این توالی ، یادگیری رسمی مدرسه را با یادگیری زندگی واقعی در زمینه های اجتماعی پیوند می زند.

گروهبندی[9]: در این مرحله مربی اقدام به گروهبندی دانش آموزان ، مواد و آرایش آنها می کند. هدف از عنصر گروهبندی اینست که چگونه دانش آموزان برای تفکر درباره ایجاد معنا درباره موضوع سازماندهی شوند

پل زدن[10]:  شالمن[11] بیان می که هر یادگیری جدید بر این که، دانش آموزان اخیرا چه تصور ، فهم  و عقیده ای درباره موضوع دارند، مبتنی است. مربی پس از گروهبندی فراگیران اقدام به پل زدن میان دانش قبلی فراگیر و یادگیری اخیر او می کند. البته در کل فرایند فاگیر به عنوان مرکز طراحی در نظر گرفته می شود نه مربی.

تکلیف[12]:  تکلیف به عنوان بخش مرکزی یا ستون طراحی درس براساس رویکرد ساختن گرایی است. در این مرحله مربی باید تکالیفی را که فراگیران قرار است انجام دهند را استادانه بسازد.

نمایش[13]: در این مرحله باید فراگیران کارهای انجام دهند تا تفکر آنها  درباره موضوع آشکار شود. مربی باید این امکان را برای فراگیر فراهم آورد که او درباره موضوع عملی را انجام دهد تا تفکرش درباره موضوع روشن شود.

انعکاس[14]: در این مرحله مربی تفکر فردی و گروهی دانش آموزان را درباره موضوع آشکار و به آنها انعکاس می دهد.(گاگنون و کالی[15] ، 2006)

نقش معلم:

·  ارائه دهنده : معلم بايد ارائه دهنده باشد نه سخنران ، معلم كسي است كه درباره امور گوناگون توضيح مي دهد، الگو ارائه مي كند و فعاليت هاي متعددي براي فراگيران عرضه مي دارد.

·  مشاهده كننده : معلم بايد در فعاليت هاي رسمي و غير رسمي آموزشي ،  پيش دانسته ها وباورهاي دانش آموز را بازشناسد ، به نحو مطلوب با آنان به تعامل بپردازد و اختيارات يادگيري ويژه اي به آنان بدهد .

·  سوال كننده و ارائه دهنده مسئله : معلم بايد دانش آموزان را براي ايده سازي هدايت كند و انگيزه لازم را براي مفهوم سازي در آنان ايجاد كند.

·  سازماندهنده محيط: معلم بايد با آگاهي از ديدگاههاي دانش آموزان ، محيط را براي تجربه اندوزي آنان آماده كند ، همچنين بايد اجازه كاوش به آنان داده شود.

·  هماهنگ كننده روابط عمومي: مربي كسي است كه همياري براي بهبود روابط انساني و تحمل ديدگاههاي گوناگون در ميان دانش آموزان را تشويق كند.

·  مستندساز يادگيري : معلم بايد ميزان اثر گذاري تمرين هاي ارائه شده براي دانش سازي را بسنجد و انتظارات به وجود آمده را بررسي كند.

·  نظريه پرداز: معلم در حين فعاليت هاي خود ، دانش آموزان را ياري مي دهد تابين دو يا چند فكر ارتباط برقرار كنند و الگوهاي معنادار بسازند . (آقازاده ، 78)

نقش دانش آموز

با وجود دیدگاه رفتارگرایی که به یادگیرنده به عنوان فردی پاسخگو به محرک های خاص می نگرد، دیدگاه ساختن گرایی ، فرد را دانشمندی بالفعل تلقی می کند که فعالانه دانش را می سازد و مطابق تجربه ، علاقه ها ، عقاید و هدف های خود ، دنیا را درک می کند. یادگیرنده اطلاعات را ذخیره نمی کند ، بلکه به طور مداوم دریافت های درونی اش را مورد آزمون قرار می دهد تا ساختار مناسبی از دانش را به وجود آورد.