تکنولوژی آموزشی

اندیشه و تفکر را در آموزش زنده کنیم

نظریه های رفتار گرایی،شناخت گرایی و ساختن گرایی در آموزش الکترونیکی

 انعکاس نظریه های رفتار گرایی،شناخت گرایی و ساختن گرایی در طراحی آموزش الکترونیکی

رفتارگرایی

تقویت نوع خاصی از رفتار یا یادگیری در محیط آموزش الکترونیکی می تواند تسهیل شود. در محیط های نوین آموزش الکترونیکی، دانش آموز معمولاً با کامپیوتر و شبکه (محلی یا جهانی) تعامل دارد. دانش آموز اغلب بر اساس سرعت خود قدم بر می دارد و امکان بازخورد فوری برای تقویت یادگیری وی وجود دارد. یک طراح آموزشی می تواند به طراحی دوره ای بپرازد که در آن یادگیرنده متناسب با آموزش جلو رود و متناسب با آن بازخورد های مثبت متوالی که تقویت کننده یادگیری وی می باشد دریافت کرده یا اگر در مواردی به حد تسلط نرسید برای وی آموزش های اصلاحی پیش بینی شود که این خود توصیف کننده شکلی از آموزش انفرادی می باشد. به علاوه، تعامل دانش آموز – مربی و دانش آموز – دانش آموز از طریق وسایل الکترونیکی باید طراحی گردد که این خود فراهم آورنده تقویت و بازخورد برای دانش آموز همانطور که در آموزش به جلو می رود می باشد.

اما یک نگرش رفتار گرایی محض مانع یک محیط آموزشی ایده آل الکترونیکی است. تا زمانی که رویکرد رفتار گرایی فقط یک پاسخ صحیح را در نظر می گیرد(پاسخ صحیح که به محرکهای ارائه شده داده می شود)، نمی توان از آن انتظار رسیدن به سطوح بالای تفکر انتقادی و حل مسئله داشت. در این زمان همانند محیط های آموزش رو در رو، می توان به آن نوع طراحی در محیط های آموزش الکترونیکی پرداخت که فقط یک نوع پاسخ صحیح توسط کامپیوتر قابل حصول باشد، همانند تمرین، جور کردن، چند گزینه ای، صحیح – غلط و پر کردن جای خالی.

پيشنهادهاي رويكرد رفتارگرايي براي طراحي آموزش الكترونيكي

  1.  نتايج و پيامدهاي يادگيري بايد به طور واضح و روشن براي يادگيرندگان بيان شود تا آنان بتوانند انتظارات را در نظر بگيرند و قضاوت كنند كه آيا به نتايج يادگيري رسيده اند يا نه.
  2.  يادگيرندگان بايد آزمون شوند تا مشخص شود كه آيا به نتايج يادگيري دست يافته اند يا خير . بدين منظور آزمون الكترونيكي يا شكل هاي ديگر ارزيابي بايد در سلسله مراتب يادگيري گنجانده شده باشد تا سطح موفقيت يادگيرنده را كنترل و بازخورد مناسب را براي او فراهم آورد.
  3.   محتواي يادگيري بايد در ترتيب و توالي مناسبي ارائه شده باشد تا يادگيري ار تقا پيدا كند . اين ترتيب و توالي مي تواند شكل هاي ساده به پيچيده ،‌ شناخته به نا شناخته و دانش به كاربرد را شامل شود.
  4.   به يادگيرندگان بازخورد هاي مناسب داده شود به گونه اي كه بر چگونگي انجام كار خود نظارت و كنترل داشته باشند و در صورت لزوم ، تصحيح اشتباهات را دريافت كنند.

شناخت گرایی

رویکرد شناخت گرایی با تمرکز بر اینکه دانش چگونه دریافت شده، پردازش، ذخیره و بازیابی می گردد بینش وسیعی به طراحان آموزش یادگیری الکترونیکی می دهد. در مواجه با دروندادهای حسی، امر مهم این است که آموزش الکترونیکی می تواند و اغلب باید هم از صدا و هم تصویر استفاده کند. با صدای کلامی می توان به تشریح و توضیح درونداد تصویری پرداخت بدون اینکه بار اضافی ایجاد کند.

همانگونه که اطلاعات در حافظه کوتاه مدت ذخیره می شوند، طراح آموزشی باید به محدویت حافظه کوتاه مدت توجه داشته باشد. محتوا باید به گونه ای طراحی شود که توجه یادگیرندگان به جنبه اصلی آن متمرکز شود و نه اینکه بوسیله اطلاعات غیر مربوط بر روی صفحه کامپیوتر یا در صدای کلامی آشفته گردد.

با فهم اینکه اطلاعات چگونه از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلند مدت منتقل می شود، باید از تکنیک هایی نظیر سازماندهنده های پیشرفته یا علامت های طرح واره ای برای مرتبط ساختن اطلاعاتی که باید فراگرفته شود ، با اطلاعاتی که هم اکنون در حافظه بلند مدت یادگیرنده موجود است استفاده کرد. در محیط یادگیری الکترونیکی مبتنی بر وب، اتصالات فرامتنی می تواند در مرتبط ساختن مفاهیم با اطلاعات پیشنیاز مربوطه یا برای کمک کردن به اینکه دانش قبلی فعال شود به کار گرفته شوند.

با آگاهی از شناخت و مهارتهای شناختی، طراح آموزشی می تواند با استفاده از تکنولوژی کامپیوتر در محیط یادگیری الکترونیکی برای افزایش تجارب یادگیری اقدام کند. تشخیص اینکه بعضی یادگیرندگان، یادگیرندگانی بصری، تصویری یا ویدیوئی هستند می تواند در انتقال اطلاعات ثمر بخش باشد. تشخیص اینکه دیگر یادگیرندگان، یادگیرندگانی شینداری، صوتی یا کلامیهستند می تواند برای یادگیری موثر استفاده شود. به علاوه کامپیوتر می تواند به عنوان راهی برای آموزش مهارتهای سطح بالا همچون استدلال و حل مسئله مورد استفاده واقع شود. برنامه های هوش مصنوعی به عنوان نمونه ای از اینکه مسائل پیچیده می توانند از طریق استدلال حل شوند، مدلی آشکار از مهارتهای حل مسئله و ارائه دانش عرضه می کنند، که در نتیجه منجر به یادگیری حل مسئله می شود و همچنین یک آگاهی از فرایند یادگیری(فراشناخت) به فراگیر اعطا می کند.

اما ماهیت دور از دسترس یادگیری الکترونیکی می تواند برای طراحان آموزشی مساله ایجاد کند. برای مثال تحلیل گام های فرایند ADDLE، اغلب مبتنی بر رویکرد شناختی است. فعالیتهای شناختی مورد تحلیل قرار می گیرند تا فعالیتها و خرده فعالیتها مشخص شوند، یادگیرنده مورد تحلیل قرار می گیرد تا بهترین راه آموزش که اطلاعات راحت تر از طرف یادگیرنده جذب می شود طراحی گردد و محیط یادگیری و فعالیتها تحلیل می گردد تا هر گونه موانع یا محدودیتی که باعث محدود کردن یادگیری معنا دار می شود مشخص شود. اما در محیط آموزشی الکترونیکی جمعیت فراگیران به راحتی قابل شناسایی و در دسترس نیستند و محیط یادگیری متنوع و اغلب ناشناخته است.

پيشنهادهاي رويكرد شناختي در طراحي آموزش الكترونيكي

1. راهبردهايي استفاده شوندكه به يادگيرندگان امكان دريافت ، توجه و دقت كردن به اطلاعات را فراهم كند به طوري كه اطلاعات به حافظه فعال انتقال داده شود.

·        اطلاعات مهم بايد در مركز صفحه قرار داده شود .

·  اطلاعات مهم بايد برجسته و نمايان شود تا موجب جلب توجه و تمركز دقت يادگيرنده شوند.

·  به يادگيرندگان بايد گفته شود كه چرا بايد درس مورد نظر را ياد بگيرند تا بتوانند به تمامي اطلاعات ارائه شده در درس توجه كنند.

·  سطح دشواري محتوا با سطح شناختي يادگيرنده هماهنگ باشد تا يادگيرنده بتواند به اطلاعات دقت كند و آنها را به هم ربط دهد.

2. راهبرد هايي استفاده شود كه يادگيرندگان را در بازيابي اطلاعات موجود از حافظه بلند مدت و فهم اطلاعات جديد كمك كند. 

·  از پيش سازمان دهنده ها براي فعال كردن ساختار شناختي موجود و پيوند جزئيات درس استفاده شود.

·  الگوهاي مفهومي براي يادگيرندگان فراهم شود تا به آنها در بازيابي الگوهاي ذهني موجود كمك كنند و ساختار مورد نياز را براي آموختن جزئيات درس جديد فراهم كند.

·  به منظور فعال كردن انتظارات و نيز فعال كردن ساختار دانش فعلي يادگيرنده از سوالات پيش آزمون استفاده شود.

·  براي جلوگيري از بار اضافي در خلال پردازش حافظه ي فعال اطلاعات بايد قطعه قطعه شوند. اطلاعات ارائه شده بر روي صفحه بايد بين 5 تا 9 قطعه باشد.

3. براي اينكه انتقال اطلاعات به حافظه بلند مدت تسهيل شود بايد از راهبردهاي ارتقاء پردازش عميق استفاده شود. اين راهبردها شامل تجزيه ، تركيب ، و ارزشيابي است.و از راهبردهاي انتقال اطلاعات به موقعيت هاي گوناگون زندگي از قبيل بازي و شبيه سازي استفاده شود.

4. محتواي يادگيري الكترونيكي بايد در بر گيرنده حمايت هاي كافي و فعاليت هاي متناسب با سبك هاي گوناگون يادگيري باشد، به گونه اي كه يادگيرندگان فعاليت هاي مناسب را بر اساس سبك ترجيحي مورد نظرشان انتخاب كنند.

5. اطلاعات بايد به شيوه هاي گوناگون ارائه شوند تا با تفاوت هاي فردي افراد در پردازش اطلاعات سازگار شوند. تاحد امكان اطلاعات به اشكال متني ، شفاهي و ديداري ارائه شوند تا رمزگرداني بهتر انجام گيرد.

6. يادگيرندگان بايد براي يادگرفتن انگيخته شوند تا يادبگيرند. البته بايد از انگيزش دروني استفاده شود . و همچنين فراگيران را به استفاده از فرايندهاي فراشناختي تشويق كرد

ساختن گرایی

رویکرد ساختن گرایی فرصتهای زیاد و چالشهای بزرگی به طراحان آموزش الکترونیکی عرضه می کند. استفاده از فرامتن ها در محیط یادگیری الکترونیکی مبتنی بر وب به یادگیرنده اجازه کنترل توالی آموزش را می دهد که این امر با دسترسی به اطلاعات بیشتر در وب فراهم می گردد، امکانی که در شیوه سنتی نیست. این امر به طراح اجازه طراحی کردن آموزشی که متناسب با نیازهای یادگیرنده باشد را می دهد. با این وجود چنین امری باعث می شود یادگیرنده در فضای مجازی همانگونه که وی بر روی اطلاعاتی که به طور وسیعی بر روی وب در دسترس کلیک می کند گم شود.

اما این وب پهناور از اطلاعات امکان ارائه دیدگاههای گوناگون و برخورد با محتوای آموزشی متنوع که در نظریه ساختن گرایی بر آن تاکید می شود را می دهد. یک طراح آموزشی می تواند به طور خردمندانه ای بر اساس تنوع اطلاعات در دسترس بر روی اینترنت یا دیگر منابع اطلاعاتی نقطه نظرات گوناگونی را فراهم کرده و امکان برخورد آراء و افکار گوناگون را فراهم آورد. تعامل یادگیرنده – محتوا می تواند غنی و متنوع شود، به ویژه زمانی که از ارائه چند رسانه ای اطلاعات در طراحی آموزشی استفاده شود. اصول ساختن گرایی – مذاکره اجتماعی و یادگیری مشارکتی – در محیط یادگیری الکترونیکی که مربیان و یادگیرندگان همه از یکدیگر دور هستند می تواند چالشی قلمداد شود. طراحی آموزشی باید در بردارنده فرصتهایی برای در معرض گذاشتن عقاید گوناگون که در واقع جانشینی برای تعاملات رو در روی نظام سنتی - که به طور عادی در یک کلاس اتفاق می افتد- باشد. تکنولوژیهایی نظیر پست الکترونیکی، تابلوی اعلانات، اتاق گفتگو و کنفرانسهای الکترونیکی می تواند برای تسهیل مشارکت استفاده شود.

تا اندازه ای ماهیت غیر رسمی مشارکت در محیط الکترونیکی ، می تواند برای یادگیرندگانی که در محیط کلاسی برای صحبت کردن راحت نیستند یا کسانی که تا حدّی از ماهیت مواجهه ای بحث اجتماعی دوری می کنند سودمند باشد. مشارکت در محیط یادگیری الکترونیکی ، اگر خوب طراحی شود، می تواند به تعامل منطقی بین یادگیرندگان منجر شود، به ویژه در محیط های غیر همزمان که یادگیرندگان کنترل زمان را در دست دارند و می توانند خودشان را به طور کامل و صحیحی مطرح کنند.

پيشنهادهاي رويكرد ساختن گرايي در طراحي آموزش الكترونيكي

  1.  يادگيري فرايندي فعال است . فعال نگه داشتن يادگيرندگان و وادار كردن آنان به انجام دادن فعاليت هاي معنادار ، منجر به پردازش سطوح بالاي اطلاعات و تسهيل ايجاد معاني معاني شخصي مي شود. اينكه از يادگيرندگان خواسته شود تا اطلاعات را در موقعيت عملي به كار برند فرايندي فعال است و تفسير و ارتباط شخصي را آسان مي كند.
  2.  يادگيرندگان خود بايد دانش را بسازند . در محيط الكترونيكي ، فراگيران به جاي كسب و دريافت اطلاعات پالايش شده از استاد كه ممكن است داراي سبك ، تجربه و آموخته هاي متفاوت با آنان باشد ، اطلاعات را بايد به صورت مستقيم و بدون واسطه تجربه و دريافت كنند.
  3. يادگيري مشاركتي و گروهي مورد حمايت قرار گيرد تا يادگيري ساختن گرايي تسهيل شود. كار كردن با ديگر يادگيرندگان تجربه زندگي واقعي در گروه را به يادگيرندگان اعطا مي كند .
  4. كنترل و نظارت بر فرايند يادگيري بايد به يادگيرندگان سپرده شود .شكلي از اكتشاف هدايت شده بايد وجود داشته باشد تا يادگيرندگان با راهنمايي كم استاد ، در مورد اهداف يادگيري تصميم گيري كنند.
  5.  به يادگيرندگان بايد زمان و فرصت كافي داده شود تا به تامل و تفكر بپردازند . در يادگيري الكترونيكي يادگيرندگان نيازمند زمان هستند تا در مورد اطلاعات فكر كنند و آنها را دروني سازند.از يادگيرندگان خواسته شود حين فرايند يادگيري ، مجله اي را توليد كنند تا بدين وسيله به تفكر ، تامل و پردازش بپردازند.
  6.  يادگيري براي ياگيرندگان بايد معنادار باشد . محتواي يادگيري بايد در برگيرنده مثال هاي باشد كه به يادگيرندگان مرتبط باشد .تكاليف و پروژه ها بايد به گونه اي باشند كه به يادگيرندگان اجازه دهند فعاليت هاي معنادار را خود انتخاب كنند و به آنان كمك كند تا اطلاعات را به كار گرفته و شخصي كنند.
  7.  يادگيري بايد تعاملي باشد تا يادگيري در سطوح بالا و حضور اجتماعي را ارتقا بخشد و به توليد معناي فردي كمك كند.

جمع بندی

هر سه نظریه یادگیری (رفتاری، شناختی و ساختن گرایی) می توانند در طراحی آموزش یادگیری الکترونیکی سهیم باشند. یادگیری الکترونیکی دارای شکل های مختلفی است و می تواند نیازهای مختلفی را در نظر بگیرد. بنابراین در این نظام رویکردی که به یک اندازه برای همه یادگیرندگان و موضوعات مناسب باشد وجود ندارد. به خاطر اینکه محیط یادگیری و یادگیرندگان در آموزش الکترونیکی تا حدی متنوع هستند، یک رویکرد تلفیقی که نظریه های یادگیری رفتاری، شناختی و ساختن گرایی را در جهت در نظر گرفتن نیازهای یادگیرندگان با یکدیگر ترکیب کند، به نظر می رسد بهترین رویکرد باشد.

منابع

 سیف، علی اکبر .(1383). روانشناسی تربیتی. تهران : آگاه

آندرسون، تری;  الومی، فتی (1385) یادگیری الکترونیکی از تئوری تا عمل، ترجمه عشرت زمانی و   امین عظیمی، تهران، موسسه توسعه فناوری اطلاعات آموزشی مدارس

Yousef. E. E.(2006). THEORY IN PRACTICE: CONSTRUCTIVISM AND THE TECHNOLOGY OF INSTRUCTION IN AN AUTHENTIC PROJECT-BASED COMPUTER CLASS. Dissertation Prepared for the Degree of DOCTOR OF PHILOSOPHY. UNIVERSITY OF NORTH TEXAS

JAMES A. STIEB.(2006). Moral Realism and Kantian Constructivism. Ratio Juris. Vol. 19 No. 4 December 2006 (402–420)

 

+ نوشته شده در  88/12/12ساعت   توسط طلائي مشعوف  |